Desire Knows No Bounds




Saturday, April 21, 2018

یه روز میم زنگ زد که آیدا ایرانی؟ گفتم بلی. گفت بیام دنبالت بریم موتورسواری تو تهران خلوت؟ عید بود. گفتم بیا. نیم ساعت بعد اومد دنبالم. یه موتور هیولا خریده بود و تهران قشنگ و خلوت و آفتابی بود. گفت بپر بالا. پریدم بالا و راه افتادیم در سطح شهر به گپ زدن از فراز موتور هیولا. اون وسطا گفت حالت بهتره‌ها. گفتم وا، از کجا فهمیدی؟ گفت از فرم نشستن‌ت رو موتور، از حالتی که دستتو انداختی دور کمرم و از عضلاتت که آروم و بی‌قید و رهان. تنس نیستی. چند ماه پیش که اومده بودی خونه‌م، افتضاح بودی. گفتم اوهوم. از اون موقع خیلی حالم بهتره. عملا هپی‌ام این روزا در زندگانی. گفت قشنگ معلومه ازت. بعدتر که نشسته بودیم تو طباخی و داشتیم کله‌پاچه می‌خوردیم، پرسید با کی زندگی می‌کنی؟ گفتم با فلانی. گفت بابا خیلی سخته تو این سن و سال ما دیگه آدم حسابی پیدا کردن. گفتم اوهوم. منم تصادفی باهاش آشنا شدم. یعنی اون منو پیدا کرد. گفت از کجا آدم بفهمه با یکی می‌تونه بمونه؟ خسته شدیم از بس انرژی گذاشتیم بعد دیدیم راه نداره. گفت آدما اولش خوشگل و خوش‌ادا و درست حسابی به نظر میان، ولی بعد می‌بینی دو کلام حرف نداری باهاشون بزنی. یه تیکه فیلم می‌ذاری نظرشو می‌بینی می‌خوای خودتو پرت کنی پایین بسکه پرته. گفتم آخخخ که دقیقن همین. من اما این اواخر دیگه رک و راست شدم. از یکی که خوشم بیاد، یه کیت آزمایشی روش اجرا می‌کنم. گفت چی؟ بگو منم استفاده کنم. گفتم ببین، بی‌خودی طول نمی‌دم اول آشنایی رو دیگه. طرف که خوب به نظر برسه، یه گزینش واسه‌ش می‌ذارم. شامل پکیج شهرکتاب و شام و بعد علف و سکس و فیلم دیدن تو تخت. از رو کتابایی که دست می‌ذاره روشون و از رفتارش تو رستوران موقع انتخاب غذا و از شیوه‌ی غذا خوردن و کارد چنگال دست گرفتن و صدا ندادن دهان حین غذا و تیپ دادن و مدل رانندگی‌ش گرفته تا خونه‌ش، تا چیدمان خونه‌ش، سیستم صوتی تصویری‌ش، کتاب‌خونه‌ش، رفتارش بعد از های شدن تا مدلش تو سکس تا فیزیک بدنش تا رفتارش بعد از سکس تا انتخاب فیلم تا کامنتاش روی فیلم تا مدل فیلم دیدنش تا خُرخُر نکردنش تا حین خواب و صبح که بیدار می‌شه تا صبحانه‌ای که میاره تو تخت چه جوریه، می‌شه یه کیت آزمایشی. اگه مرحله‌ی اول رو پاس کرد می‌بری‌ش مهمونی. اون‌جا لباس چی می‌پوشه کفش چی می‌پوشه چه‌قدر خوش‌برخورد و معاشرتیه چه تیپ آدمایی رو انتخاب می‌کنه واسه معاشرت و تو مهمونی چه جوری رفتار می‌کنه و بعد از مستی چه شکلی می‌شه‌ش مهمه. اینم پاس شد می‌رین یه سفر دو سه روزه. اون دیگه می‌شه حسن ختام. تو ترافیک و تو پمپ‌بنزین و تو انتخاب ویلا و رستوران و تو انتخاب موزیکای تو جاده و مدل تو سفر بودنش، مدل آشپزی‌ش مدل چای دم‌کردنش مدل سالاد درست کردنش مدل لیموترش چکوندنش روی چیزا، آخخخ از لیموترش چکوندنش روی چیزا، تو این مرحله دیگه تا ۷۵ درصد شناسایی می‌شه. اون بیست‌پنج درصد باقی‌مونده رو هم با ارفاق و ساموار چشم‌پوشی کرده، طرف رو با چشمانی باز به آغوش رابطه می‌پذیری. کاسه‌ بشقاب کله‌پاچه رو جمع کرد گذاشت کنار دفتر فیلم‌نامه‌شو در آورد گفت اینایی که گفتی رو یه بار دیگه بگو یادداشت بردارم. عنوان: کیت آزمایشی رابطه، پس از ۴۰ سالگی.


Comments:
آیدا من عاشق اینم که سوار موتور شم.نمیشه این دوستت یبار منو ببره موتور سواری؟
 
این کیت آزمایشی شما خودش شش واحد درس عملی کارگاه زندگی و معاشرت تو رابطه بود. ممنون👌
 
ظاهرا بعد از هفت خوان رستم؛ باید یک دوره هم در محضر جناب حافظ بست نشست وتلمذ کرد! :)

زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی
خط بر صحیفه گل و گلزار می‌کشی
اشک حرم نشین نهانخانه مرا
زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار می‌کشی
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار می‌کشی
گفتی سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار می‌کشی
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم
وه زین کمان که بر من بیمار می‌کشی
بازآ که چشم بد ز رخت دفع می‌کند
ای تازه گل که دامن از این خار می‌کشی
حافظ دگر چه می‌طلبی از نعیم دهر
می می‌خوری و طره دلدار می‌کشی
 
Post a Comment