Desire Knows No Bounds




Tuesday, March 20, 2018

داشتم دفترسیاهه‌مو ورق می‌زدم، چشمم افتاد به ویش‌لیست پارسالم. پارسال که یعنی هنوز امسال. عصر می‌شه پارسال. انی‌وی، ناغافل دریافتم که چه بی‌که حواسم باشه، تو این دو سه ماه آخر سال سه‌تا از بزرگ‌ترین آیتم‌های اون ویش‌لیست رو محقق کرده‌م. آیتم‌هایی که به کل یادم رفته بود. نکته‌ش اینه که اون آیتم‌ها، وقتی با تلاش و کار شبانه‌روزی برآورده می‌شن، دیگه برآورده‌شدن‌شون معجزه محسوب نمی‌شه، دستاورد محسوب می‌شه، دست‌رنج حتا. مهم‌بودن و معجزه بودنش اما اون‌جاست،که اگه ده ماه پیش ازم می‌پرسیدن می‌تونی فلان کارو انجام بدی، در مخیله‌م نمی‌گنجید که جوابم بله باشه. الان اما می‌بینم که شبانه‌روز کار کرده‌م و تونسته‌م و انجام داده‌م و یس، آی دید ایت. هنوز با جرأت می‌تونم بگم رؤیایی ندارم که نوشته باشم‌ش این‌تو، تو دفترسیاهه یا وبلاگ، و برآورده نشده باشه، گیرم با طنز مخصوص آقای یونیورس.

سال تلخ و سختی بود امسال، این سه ماه آخر اما تلخی‌ها رو شست و برد. مهم‌ترین نکته‌ش؟ ایمان داشتن به خود بود و اعتماد به نفس و انتخاب درست آدم‌های دور و بر؛ و؟ و حذف کردن آدم‌های اشتباه دور و بر. و حذف کردن آدم‌های اشتباه دور و بر، و حذف کردن آدم‌های اشتباه دور و بر.


Comments: Post a Comment